Sign up for WEBzzz to connect with سعید کریمی.
Friends(62)
mdsf
mdsf
doky
doky
sinderela
sinderela
poone
poone
salman
salman
moda707
moda707
MAJID-7
MAJID-7
@&H
@&H
azade
azade
saba2020
saba2020
atefeh
atefeh
kalantar
kalantar
reza3x
reza3x
kamran-jg
kamran-jg
shiny
shiny
guestbook

saraaaah

یک دقیقه بوسیدن 26 کالری می سوزاند . تو کالری نمیخوای بسوزونی !؟

35 days ago

atefeh

انگار

انتظار من

تکرار لحظه های خالی است

که در ضربان ساعت دیواری

حبس می شوند !

...

در این دیار

هیچ اتفاقی نخواهد افتاد .

معجزه مرده است

حرکت مرده است

اما عشق ،

بی حرف

بی ریا

هنوز زندگی می کند !

...

شهر ما

دیار مردمانی است

که عشق را می بویند

و بعد آن را

در یک گلدان آب می گذارند

تا نمیرد !

...

در خانه همسایه اما

عشق را

در تُنگ بلور ماهی ها دیدم

که پشت یک جلبک نارنجی

پنهان شده بود ،

و بمن می خندید !

شاید می داند

که یاد ترا

در برکه ی پشت خانه ام

رها کرده ام

و هر روز که از کنار آن می گذرم

با من راهی می شود .

...

دوستت دارم نازنین

دوستت دارم .

43 days ago

bohlol

خدایا ما را به راه راست هدایت فرما ، اگه نشد راه راست را به سمت ما کج فرما!!!
http://12arash.blogfa.com



10 monthys ago

ssaaeedd

smiley

Mar 16 ,2009

atefeh

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

Dec 10 ,2008

tat

به مسلخ كشيدن نفس و به معراج بردن عشق بر شما مبارك . اميدوارم امروز غمهايتان قرباني شاديهايتان گردد. عيد قربان مبارك .... پيمان

Dec 09 ,2008

Sara.mm

خداوندا !

مگر نه‌اينکه من نيز چون تو تنهايم
پس مرادرياب
و به سوي خويش بازگردان ،
دستان مهربانت را بگشا
که سخت نيازمند آرامش آغوشت هستم ...
murderer

Dec 09 ,2008

Adolf.Hitler

www.troad.ir site tafrihi baraye hame (be 2 zabane Englisi Persian).

Dec 06 ,2008

atefeh

من يه غريب خسته***با يه دل شکسته
ميخوام بيام پيش تو***ولي پاهام شکسته
ميخوام بهت بگم باز***عاشقتم هنوزم
دارم توحرم چشمات***شب تا سحر ميسوزم
ميخوام بهت بگم من***دارم ديوونه ميشم
تو موج خاطراتت***دارم ويروونه ميشم
من زير بار عشقت***زانو زدم دوباره
شبا دعا ميکنم***سحر تورو بياره
واسه دل غريبم***شفاي درد و غم باش
بمون کنار من تو***تا مرگ پناه من باش
يه تکيه گاه خالي***ميخوام بشي تو واسم
تا توي دنياي غم***من به غمت بنازم!
دستي بکش دوباره***از عشق روي موهام
تا بپرم دوباره***فکر کنم مثل قوهام!!!
دستاي گرم و نازت***پناه اين چشامه
شونهءخيس اشکت***برام يه تکيه گاهه

Nov 04 ,2008

divone

خوابتو دیدم گل من
نم نم بارون تو چشات
کاش می تونستم غمتو
پر پر کنم بزیر پات
گفتی به من برو نمون
راهی نداری مهربون
دیگه نگیر سراغمو
بزار برم من بی نشون
منو ببخش اگه برات
خوب نبودم ای نازنین
شرمنده تر نکن منو
با خوبیات تو بیش از این
نگا نکن به پشت سر
خاطره هاتو پس بزن
تو این هوای عاشقی
بیا کمی نفس بزن
بیا بگو ابرا برن
آفتابی شه شهر نگات
تو خلوت حضورمون
بپیچه باز ترانه هات
خوابتو دیدم گل من
با هر نفس داد می زدم
با من بمون تو این شبا
اسمتو فریاد می زدم
وقتی بیدار شدم دیدم
جای تو خالیه هنوز
گفتی مث پروانه باش
آروم و بیصدا بسوز
سوختم حالا یه عمریه
خاکسترم رفته به باد
دلخوش شدم به حرف تو
عشق نمیره هرگز زیاد.

Sep 18 ,2008

atefeh


دلم تنگ شده
به تعداد ندیدن هام
به شکل پاییز و پرپر شدن دستام
به عبور پیوسته در تکرار
به تعداد نبض سنجاقک،مماس روی گونه های آب
و به حجم هجوم نیلوفر، درجنون وجزرومد آبی دریا
به تعداد تپش نفس هام وبه شمارش هراس
به اندازه ی انعکاس یه آسمون
در قطره ای از مهتاب
به وسعت هوای سبز
و رگهای مرطوب باران
دلم تنگ است
به اندازه ی تب تمام گلبرگها
تو نیستی و من بی حضور مهربان و گرمت
هنوز نفس می کشم
باور کن مرور لحظه های با تو بودن
تعبیر تمام خوابهای خوش کودکیست
و مرور این دقایق دلگیر وسرد بدون تو
در این روزهای گرم
وحشت کابوسهای شبانه ی من
دلتنگم، دلتنگ دستهای مهربانی که تنها سالی یکباربوسیدمشان
دلتنگ بوسه ی روز آخر
روز هجرتت به آسمان
...
دلتنگم ،دلتنگ لحظه ای که نبودم
تا با تو خداحافظی کنم
می دونم صدامو می شنوی:
خداحافظ.

Sep 18 ,2008

beyond

slm.khaheshan javab bedin.ta hala tu zendegi shekast khordin? che hesi dashtin? che ta'mi dare? dobare hamun raho raftin bara piruzi ya velesh kardin? ghavitar shodin ya zaeiftar?

Sep 15 ,2008

P o O y A

بلاگمو آپدیت کردم روی لینک کلیک کنین امید وارم خوشتون بیاد
http://p0oo0ya.blogfa.com

Sep 12 ,2008

divone

وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو ؟
ناله مستانه دلهای غم پرورد کو ؟
ماه مهر ایین که میزد باده با رندان کجاست
باد مشکین دم که بوی عشق می آورد کو ؟
در بیابان جنون سرگشته ام چون گرد باد
همرهی باید مرا مجنون صحرا گرد کو ؟
بعد مرگم می کشان گویند درمیخانه ها
آن سیه مستی که خم ها را تهی می کرد کو؟
پبش امواج خوادث پایداری سهل نیست
مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو ؟
دردمندان را دلی چون شمع می باید رهی
گرنه ای بی درد اشک گرم و آه سرد کو؟


Sep 03 ,2008

divone

من کیستم ز مردم دنیا رمیده ای
چون کوهسار پای به دامن کشیده ای
از سوز دل چو خرمن آتش گرفته ای
وز اشک غم چو کشتی طفان رسیده ای
چون شام بی رخ تو بمانم نشسته ای
چون صبح از غم نو گریبان دریده ای
سر کن نوای عشق که از های و هوی عقل
آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای
رفت از قفای او دل از خود رمیده ام
بی تاب تر ز اشک به دامن دویده ای
ما را چو گردباد ز راحت نصیب نیست
راحت و کجا خاطر نا آرمیده ای
بیچاره ای که چاره طلب می کند ز خلق
دارد امید میوه ز شاخ بریده ای
از بس که خون فرو چکد از تیغ آٍمان
ماند شفق به دامن در خون کشیده ای
با جان تابنک ز محنت سرای خک
رفتیم همچو قطره اشکی ز دیده ای
دردی که بهر جان رهی آفریده اند
یا رب مباد قسمت هیچ آفریده ای

Aug 31 ,2008

divone

کنون دوباره در شب خاموش
قد می کشند همچو گیاهان
دیوارهای حایل دیوارهای مرز
تا پاسدار مزرعه عشق من شوند
کنون دوباره همهمه های پلید شهر
چون گله مشوش ماهی ها
از ظلمت کرانه من کوچ می کنند
کنون دوباره پنجره ها خود را
در لذت تماس عطرهای پرکنده باز می یابند
کنون درخت ها همه در باغ خفته پوست می اندازند
و خک با هزاران منفذ
ذرات گیج ماه را به درون می کشد
کنون نزدیکتر بیا
و گوش کن
به ضربه های مضطرب عشق
که پخش می شود
چون تام تام طبل سیاهان
در هوهوی قبیله اندامهای من
من حس میکنم
من میدانم
که لحظه ی نماز کدامین لحظه ست
کنون ستاره ها همه با هم
همخوابه می شوند
من در پناه شب
از انتهای هر چه نسیمست می وزم
من در پناه شب
دیوانه وار فرو می ریزم
با گیسوان سنگینم در دستهای تو
و هدیه می کنم به تو گلهای استوایی این گرمسیر سبز جوان را
بامن بیا
با من به آن ستاره بیا
نه آن ستاره ای که هزاران هزار سال
از انجماد خک و مقیاس های پوچ زمین دورست
و هیچ کس در آنجا از روشنی نمی ترسد
من در جزیره های شناور به روی آب نفس می کشم
من
در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از ترکم اندیشه های پست تهی باشد
با من رجوع کن
با من رجوع کن
به ابتدای جسم
به مرکز معطر یک نطفه
به لحظه ای که از تو آفریده شدم
با من رجوع کن
من ناتمام مانده ام از تو
کنون کبوتران
در قله های پستانهایم
پرواز میکنند
کنون میان پیله لبهایم
پروانه های بوسه در اندیشه گریز فرو رفته اند
کنون
محراب جسم من
آماده عبادت عشق است
با من رجوع کن
من ناتوانم از گفتن
زیرا که دوستت میدارم
زیرا که دوستت میدارم حرفیست
که از جهان بیهودگی ها
و کهنه ها و مکرر ها میاید
با من رجوع کن
من ناتوان از گفتن
بگذار در پناه شب از ماه بار بردارم
بگذار پر شوم
از قطره های کوچک باران
از قلبهای رشد نکرده
از حجم کودکان به دنیا نیامده
بگذار پر شوم
شاید که عشق من
گهواره تولد عیسی دیگری باشد

Aug 30 ,2008

divone

ای عطر بهار زندگانی .
ای ماه شکفته ی دل افروز .
ای پیک دیار عشق و مستی .
ای جام شراب خنده آموز .

یک لحظه به پیچ در مشامم .
یک شب بنشین بر آسمانم .
یک بار بزن در نیازم .
یک جرعه بریز بر زبانم .



Aug 27 ,2008

divone

در پس پرده پلکهایم که پنهان می شوم،
اول ستاره ای از آنسوی سیاهی سبز می شود،
بعد دست ترانه ای آستین سکوتم را می کشد،
بعد نامی برایش انتخاب می کنم و بعد،
رگبار بی امان... خاتون!
دلم می خواست شاعر ِ دیگری بودم!
نه شبیه شاملو ( که شهامت تکلم ترانه را به من آموخت!)
نه هم صورت سهراب (که پرش به پر پرسشی نمی گرفت!)
و نه حتا، همچشم فانوس ِ همیشه فکرهایم : فروغ فرخزاد!
دلم می خواست شاعر دیگری باشم!
می خواستم زندگی را زلال بنویسم!
می خواستم شعری شبیه آوازِ کارگران ساختمان بنویسم!
شعری شبیه چشمهای بی قرار آهو،
در تنگنای گریز و گلوله...
می خواستم جور ِ دیگری برایت بنویسم!
می خواستم طوری بنویسم که برگردی!
باید قانون قدیمی قلبها را نادیده گرفت!
باید دهان هر کسی را که گفت: « دوری و دوستی» گِل گرفت!
باید به کودکان دبستان ستاره گفت:
جواب یک و یک همیشه دو نمی شود!

آه! معنای یکی شدن
نیمه سفر کرده!
آخر چرا پیدایم نمی کنی؟?



Aug 24 ,2008

divone

salam saed jon omidvaram ke hale shoma khob bashe.

Aug 20 ,2008

tat

سلام دوست خوبم ! بهم سر بزن و به بلاگم در مورد ارش نظر بدين !
ممنون ميشم ! فعلا" باي .

Aug 08 ,2008

alexnaz

سلام دوست عزیزم

Aug 05 ,2008

alexnaz

دلم براي كسي تنگ است كه زيبايي روح را مي ستايد



مهرباني را دوست دارد گذشت را مي فهمد سادگي را زيور مي داند



وفا را گوهر دلم براي كسي تنگ است كه چشمان خيس از اشك را مي بوسد



و با سر انگشت مهربانش آبي آسمان را نشان مي دهد

Aug 01 ,2008

mohammadklary

ميشه زندونيه چشمات بود و تنها تو رو د يد


ميشه از تموم دنيا دست كشيد و با تو بود


ميشه اندازه ي گل هاي بهاري از شبات ستاره چيد


ميشه با تو بود و دنيا رو رها كرد


ميشه همخونه ي چشمات شد و فردا رو صداكرد


ميشه با تو راهيه ي ميخونه شد


ميشه با تو همدم پيمونه شد


ميشه شب ها رو توي چشم خمارت خونه كرد


ميشه دست هاي گرمت و واسه دلم گلخونه كرد


ميشه بود و ميشه گفت و ميشه خنديد


ميشه روزهاي قشنگ زندگي رو با تو ديد


www.mohammadklary.blogfa.com

Jul 13 ,2008

alexnaz

وست عزیزم خوشحال میشم یک سری به بلاگ من بزنی راستی با نظرقشنگتم خوشحالم می کنی

Jul 11 ,2008

reza3x

عشق مثل گلی است که هوس خار اونه که اگر مراقب نباشیم این خارهوس غنچه تازه به گل نشسته عشق رو نابود می کنه پس بیایید گل بی خار باشیم روزگار به کام

Jul 09 ,2008

alexnaz

دوست عزیزم سلام خوبی گلم یک سری به بلاک من بزن ممنون

Jul 09 ,2008

reza3x

محبت تنها هدیه ای است که نیاز به بسته بندی ندارد

Jul 06 ,2008

alexnaz

15تیر تولدمهsmileyance:smiley

Jul 01 ,2008

mrn1361

سلام سعید جان امیدوارم برا هم دوستای خوبی باشیم «سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم»

Jun 30 ,2008

orange

چرا مي خواهيد با من دوست بشويد و در چه موردي تبادل نظر مي كنيم شما در چه رشتهاي مشغول به تحصيل هستيد؟

Jun 30 ,2008

tat

درود بر ایران زمین و ایرانی! درود بر اشو زردشت! درود بر بهدینان و درود بر عاشقان دین بهی!

هم میهنانم! هم کیشانم! بدانید که:

آنان که از خود هیچ ندارند برای بزرگ نمایاندن خود و باورهای خود ناچارند به ما به دین ما به بزرگان ما و به گذشته ی پرافتخار ما هجوم برند و بتازند! پاک کردن کارنامه و چهره ی زشت و پلیدی که از خودشان در درازای سده ها از خود برجای گذاشته اند آن چنان سخت و دشوار است که این دیوان و دروندان ناچارند نخست دیگران را خراب کنند و به زیر بکشند تا - شاید - بتوانند در سایه ی چنین کرداری جایی برای خود و باورهای خود در دل ها و اندیشه های جوینده باز کنند! چرا که این راه بس آسان تر از تبلیغ باورهای خودشان است!

بیایید دربرابر این ها صبر پیشه کنیم و راه آن ها را در پیش نگیریم که میوه ای جز دشمنی و کینه نخواهد داد و فراموش نکنیم که در همین موقعیت ها و در همین جاهاست که به بهترین شیوه می توانیم برتری خود را به "شنوندگان و خوانندگان و بینندگان" و داوران اینگونه مناظره ها (و به بیان خود اشو زردشت این "دانشجویان") بنمایانیم...

از یاد نبریم که سرورمان اشو زردشت پیش از هر چیز ما را به سوی "اندیشه ی نیک و گفتار نیک و کردار نیک" فرا می خواند.

پس بیاید در برابر این ها. دین و آیین ها و باورها و گذشته ی پرافتخارمان را آنگونه که شایسته است و آنگونه که خودمان می شناسیم به مردم بنمایانیم... اگر در برابر این تهمت ها و توهین ها از تهمت و توهین بهره جوییم نه تنها راه آنان را در پیش گرفته ایم بلکه هم اندیشه و هم گفتار و هم کردار نیک را نیز قربانی خشم خود کرده ایم! در این صورت آیا شایسته است که خود را بهدین بنامیم؟! آیا رواست که خود را پیرو اشوزردشت بدانیم؟! که خود را عاشق زردشت بدانیم؟!
گمان می برید این مقابله و برخوردی که با ایران باستان و دین بهی و آیین های باستانیمان می کنند نشانه ی چیست؟!! آیا نشانه ی ترس... کینه...و ضعف...نیست؟؟!!

و چرا دین بهی و آیین های باستانی؟ چرا ایران باستان؟ چرا با دیگر دین ها با دیگر آیین ها اینگونه برخورد نمی کنند؟؟؟ چرا "ایران باستان" مورد هجوم این -انیرانی های ایرانی نما- قرار می گیرد؟؟؟ چون گرایش جوانان ایران زمین به سوی ایران باستان و به سوی سرورمان اشو زردشت افزایش شگفت انگیز و غیر قابل انکاری داشته است!

دوستان گرامی! هم میهنان گرامی! هم کیشان گرامی! :

شاد باشید! به مقابله برخواسته اند چون احساس ترس می کنند...

می ترسند و تهمت می زنند و توهین می کنند چون راه دیگری ندارند! از چه بگویند؟؟ از کدام بزرگی؟؟ از کدام افتخار؟؟ از کدام پیشینه؟؟

بیایید از خشم و پرخاشگری این ها بهره ببریم و درس بگیریم و البته فراموش نکنیم که داوری کار "شنوندگان و خوانندگان و بینندگان" (و همان "دانشجویان") است.

فراموش نمی کنیم که سرورمان اشو زردشت درباره ی پیام اهورایی خود فرمود:
" این سخنان برای آن کس که نیک آگاه است و با منش نیک آن ها را در می یابد - آشکار- است."

و همینطور فرمود:
" دانای روشن بین باید - دانشجو - را -بیاگاهاند- تا مبادا نادان کسی را بفریبد و گمراه کند و تو خود ای اهورامزدا! تو ما را آموزگار منش نیک باش."

و باز فرمود:
" آرمیتی هرکجا که اندیشه در -پرسش- و -دودلی- باشد هر کس را که از دل و منش خویش بانگ بر می آورد - خواه دروغ گفتار و خواه راست گفتار. خواه نادان و خواه دانا - راهنمایی خواهد کرد. "

پس بیایید در برابر این "دیوان" صبور باشیم و به جای مجادله و درگیری در بحث های بیهوده و بی ارزش آگاهی آن "دانشجو" را بیافزاییم و مزدا را تنها آموزگار خود و تنها آموزگار "دانشجو" بدانیم و از یاد نبریم که خود هم "دانشجو"ی او هستیم و باور داشته باشیم که هر کس هرگاه از ته دل به دنبال این دانش باشد از سوی همان آموزگار بزرگ و سرور دانایان به راه خود رهنمون خواهد شد.
در پایان باز هم از بهدینان و از عاشقان دین بهی و عاشقان سرورمان اشو زردشت و عاشقان ایران زمین و تک تک هم میهنانم خواهش می کنم راه زشت و ناشایسته ی این انیرانی ها و این دیو صفتان که چیزی جز - تمسخر و توهین و تهمت به باورهای دیگران - نیست را در گسترش اندیشه ی "ایرانی" و اندیشه ی "زردشتی" در وبلاگ ها و سایت ها و گفت و گو های خود در پیش نگیرید که نه راه سرورمان.سرور دانایان.خدای یکتا -مزدا اهوره- است و نه راه سرورمان اشو زردشت.

اگر قصد برخورد داریم بیایید دست کم خشم خود را فرو خوریم و همین برخوردمان هم در سایه ی " اندیشه و گفتار و کردار نیک " باشد و باز هم اگر اینگونه نبودیم دست کم خود را نماینده ی دین بهی نخوانیم.

با سپاس...
و با امید پیروزی و بهروزی برای شما... برای ایرانی... و برای ایران زمین...
ایدون باد و ایدون تر باد

Jun 29 ,2008

mehdi---

حتماً در خدمتم

Jun 28 ,2008

alexnaz

mamnon ke sar zadi

Jun 28 ,2008

amirasir

salam tanx for add

Jun 27 ,2008

reza3x

روزتو سرشار شادی شب تو لبریز آرامش روز وشب هردو قشنگند شب و روزت خوش باد ممنون بابت درخواست دوستی خوشحال می شم دوست باشیم

Jun 27 ,2008

shiny

sallllllllllam doste jadide man

Jun 26 ,2008

helia

salam khubi?

Jun 26 ,2008

helia

salam khubi?

Jun 26 ,2008

sama60

در گلستان رسالت گل زيبا زهراست اسوه پاك زنان در ره تقوا زهراست
آيد از دامن او پاكترين فرزندان الگوي مادر شايسته دنيا زهراست
خادم بيت شريفش شده جبريل امين ميوه قلب نبي ام ابيها زهراست
گهر عصمت و درياي كرم كوه وقار معني كوثر و محبوبه يكتا زهراست
هست مجموعه اوصاف خداوند جليل مظهر نور خدا آيت عظما زهراست

ميلاد حضرت زهرا (س) مبارك
smiley

Jun 24 ,2008

bestboys

سعید جان سلام، به جمع ما وبزی ها خوش اومدی
||||||||||||||||||||
عکسات قشنگ بودsmiley

May 20 ,2008

ak57

سلام سعيد جان خوشحال ميشوم كه باهات بيشتر آشنا بشوم بهم سري بزن.smiley

May 20 ,2008

yasna

salam chetori

May 20 ,2008

sinderela

سلام سعید خان.چطوری؟

May 20 ,2008

pasargadsaeed

سلام این وب به زودی شروع به کار میکند.

Apr 27 ,2008

pasargadsaeed
Pictures ( 15 )
WWW 2lad6yh f_Kiss321m_3aab609
bush Image_By_Pic_Blogfa_Com_(4) bluetooth (1)
~skye_sweetnam_from_toronto 208153 BNMM
Languages: English | Persian
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License