Sign up for WEBzzz to connect with Amir ...........
Friends(5)
nikiii
nikiii
avaa
avaa
mahjoob
mahjoob
saeedeh
saeedeh
romina123
romina123
Blog

کلامی باخدا


 
روزها گذشت وگنجشک باخداهیچ نگفتفرشتگان سراغش راازخداگرفتندوخداهرباربه فرشتگاناین گونه میگفت:می آیدمن تنهاگوشی هستم که غصه هایشرامی شنودویگانه قلبی ام که دردهایش رادرخودنگه میداردوسرانجام گنجشک روی شاخه ای ازدرخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لبهایش دوختند گنجشک هیچ نگفت وخدالب به سخنگشودبامن بگوازآنچه سنگینی سینه توست.گنجشک گفت:لانهکوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بودوسرپناه بی کسی ام.توهمان راهم ازم گرفتی.این طوفان بی موقع چه بود؟وسنگینی بغض راه کلامش بست.سکوتی درعرش طنین اندازشد.فرشتگان
 سربه زیرانداختند.خداگفت:مار در...
0 Comments
Nov 10 ,2008
About amir81
نیمکتی می خواهم برای نشستن
دوراز جماعتی که ازآنهاخسته ام
نیمکتی خالی درسیاهی شب
برای تنهاییم جایی سراغ دارید؟
جایی دورازاینجا
  • Status: In a Relationship
  • Hobbies: موسیقی کامپیوتر نوشتن
  • Function: آزاد
  • Website or blog: http://mramir87.blogfa.com
  • yahooY! Messenger: amirrd405@yahoo.com
  • Favorite music: همه نوع موسیقی گوش میدم
  • Favorite books: دزیره
  • Favorite places: کوهستان جنگل
  • Eye Color: مشکی
  • Hair Color: مشکی
  • Height: 184
  • Weight: 64
  • Right Handed or Left Handed: راست
  • [More about me]
guestbook()

malahat

همرنگ گونه هاي تو مهتابم آرزوست
چون باده ي لب تو ، مي نابم آرزوست
اي پرده پرده چشم توام باغ هاي سبز
در زير ياسه مژه ات ، خوابم آرزوست
دور از نگاه گرم تو ، بي تاب گشته ام
بر من نگاه کن ، که تب و تابم آرزوست
تا گردن سپيد تو گرداب راز هاست
سرگشتگي به سينه گردابم آرزوست
تا وارهم ز وحشت شب هاي انتظار
چون خنده تو مهر جهانتابم آرزوست

Nov 27 ,2008

saeedeh

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست
طلب از گم شدگان لب دریا می کرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما می کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر ان اینه صد گونه تماشا می کرد
ان همه شعبده ها عقل که می کرد انجا
سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد
گفت ان یار کزو گشت سردار بلند
جرمش این بود که اصرار هویدا می کرد
انکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت
ورق خاطر از این نکته معشا می کرد



فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت ان روز که این گنبد مینا می کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد

Nov 12 ,2008

saeedeh

اشک رازی‌ست
لب‌خند رازی‌ست
عشق رازی‌ست

اشک ِ آن شب لب‌خند ِ عشق‌ام بود.



قصه نیستم که بگوئی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...

من درد ِ مشترک‌ام
مرا فریاد کن.


درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم

نام‌ات را به من بگو
دست‌ات را به من بده
حرف‌ات را به من بگو
قلب‌ات را به من بده
من ریشه‌های ِ تو را دریافته‌ام
با لبان‌ات برای ِ همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌های‌ات با دستان ِ من آشناست.

در خلوت ِ روشن با تو گریسته‌ام
برای ِ خاطر ِ زنده‌گان،
و در گورستان ِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترین ِ سرودها را
زیرا که مرده‌گان ِ این سال
عاشق‌ترین ِ زنده‌گان بوده‌اند.



دست‌ات را به من بده
دست‌های ِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سان ِ ابر که با توفان
به‌سان ِ علف که با صحرا
به‌سان ِ باران که با دریا
به‌سان ِ پرنده که با بهار


زیرا که من
ریشه‌های ِ تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای ِ من
با صدای ِ تو آشناست.



Nov 12 ,2008

saeedeh

سياهي قلب ها از زيادي گناه
و زيادي گناه ها از فراموشي مرگ
فراموشي مرگ از زيادي آرزو هاست
زيادي آرزو ها از دوست داشتن دنياست
و دوست داشتن دنيا در راس همه ي خطا هاست


salam merc az inke sar zadi va mamnon az cm zibat omidvaram jobran mohebat kardeh basham shad bashi hamishe

Nov 11 ,2008

malahat

مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه خويش

به خدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش

مي برم تا كه در آن نقطه كور شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق زين همه خواهش بيجا و تباه

مي برم تا زتو دورش سازم زتو اي جلوه اميد محال

مي برم زنده به گورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال

ناله مي لرزد مي رقصد اشك

آه بگذار كه بگريزم من

از تو اي چشمه جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من

به خدا غنچه شادي بودم دست عشق آمد وازشاخم چيد

شعله آه شدم صد افسوس كه لبم باز بر آن لب نرسيد

عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم خنده به لب خونين دل

مي روم از دل من دست بدار

اي اميد عبث بي حاصل

Nov 11 ,2008

nikiii

salam merci az addet

Nov 11 ,2008

numberone

ghashang bud mamnun

Nov 11 ,2008

nikiii

salam omadam behet sar zadamsmiley

Nov 10 ,2008

respina1981

salam
mersi ke sar zadi
mamnoonam

Nov 10 ,2008

asana6669

افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش. چون کار دل دوست داشتنه... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگه کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه !!!

Nov 10 ,2008

amir81
Pictures ( 10 )
DSC00022p 2i07itd DSC00025
DSC00044 محتاج پرواز  333
T  343 2ak0bb7
Languages: English | Persian
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License