Sign up for WEBzzz to connect with Ali Omrani.
Friends(286)
sania68
sania68
parmidap
parmidap
ghazaleh
ghazaleh
baranjon
baranjon
sarahpo0oh
sarahpo...
parmidajojo
parmida...
fer2s
fer2s
asana6669
asana6669
NAHAL2009
NAHAL2009
sugababe
sugababe
arash91
arash91
azade
azade
sogand27
sogand27
ladanjooon
ladanjo...
Taraneh-tt
Taraneh...
About ali69
mehrabon va varzeshkar
  • Status: Single
  • Hobbies: varzesh
  • Profession:
  • Function: mohasel
  • I Love: tabiate
  • Favorite music: rap
  • Favorite movies: akshen hendi
  • Favorite books: roman
  • Favorite food: pitza jojekabab
  • Favorite places: har ja ke pa bede
  • Eye Color: ghahvei tire
  • Hair Color: meshki
  • Height: 192
  • Weight: 89
  • [More about me]
guestbook()

shaden

*من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید*

خدا گفت : نه
آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در
تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.


*من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد*

خدا گفت : نه روح تو کامل است . بدن تو موقتی است.

*من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد*

خدا گفت : نه
شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست
آوردنی است.


*من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد*

خدا گفت : نه من به تو برکت می دهم
خوشبختی به خودت بستگی دارد


*من از خدا خواستم تا از درد ها
آزادم سازد*

خدا گفت : نه
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.


*من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد*

خدا گفت : نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.


*من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید*

خدا گفت : نه
من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری


*من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست
داشته باشم*

خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی
امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده.

*داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت*

((و من مضطرب و دل نگران به تو گفتم که پر از تشویشم
چه شود آخر کار
و تو گفتی آرام که خدا هست کریم پاسخی نرم و لطیف
که به من داد یک آرامش شیرین و عجیب))
شاد باشید.

71 days ago

shaden

همزمان با عید قربان دلت را قربانی عشق صمیمیت و مهربانی كن !!!

eyd pishapish mobarak... smiley

74 days ago

shaden

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند!
زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.
آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟
سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.
پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

78 days ago

shaden

گنجشک با خدا قهر بود…

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

دردهایش را در خود نگاه میدارد…

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

گنجشک هیچ نگفت و…

خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

تو همان را هم از من گرفتی.

این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

و سنگینی بغضی راه کلامش بست…

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو

از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

دشمنی ام برخاستی!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

ناگاه چیزی درونش فرو ریخت های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...

79 days ago

Minq110soha

جهان بازتابي از خود ماست، وقتي از خود بيزاريم،



از همه بيزاريم و وقتي به همين كه هستيم عشق مي ورزيم،



تمام جهان به نظر فوق العاده دوست داشتني ميآيد.



تصويري كه انسان از خويش در ذهن دارد، دقيقا تعيين ميكند كه چه رفتارهايي از او



سرخواهد زد، براي چه چيزي تلاش خواهد نمود و از چه چيزهايي اجتناب ميكند.



منشاء تمام افكار و حركات ما، چگونه ديدن خويشتن است، ما همانيم كه معتقد به بودن آنيم

3 monthys ago

khatere

salam .7mahe ghabl vasam pm gozashti. alan chek kardamsmiley movafagh bashid

3 monthys ago

ayla

salam khooofi che habarasmiley

4 monthys ago

sue

خداوندا !

مگر نه‌اينکه من نيز چون تو تنهايم

پس مرا درياب

و به سوي خويش بازگردان ،

دستان مهربانت را بگشا

که سخت نيازمند آرامش آغوشت هستم ...

4 monthys ago

v1v3v6v4

وقتی که برگی رو زمین میفته

حس میکنم گریه بی صداشو.

آخه منم یه برگ خشک و زردم

که بی صدا یه عمره گریه کردم

حس میکنم چی میگذره تو قلبش

وقتی می بینه مرگ لحظه هاشو.

4 monthys ago

v1v3v6v4

mamnoonam az cme ghashanget.movafagh bashi aziz.

4 monthys ago

ali69
Pictures ( 1 )
2004552984950122520_rs[1]
Languages: English | Persian
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License